جمعه, 19 شهریور 1389
جمعة, 30 رمضان 1431
Friday 10 September 2010

سال همت مضاعف و کار مضاعف برهموطنان مبارکباد


آيا اعتقاد به سعد و نحس ايام، صحيح است؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 01 اردیبهشت 1388 ساعت 11:26

پاسخ : نحس، به معناى شوم و به صورت مصدر و اسم آمده است. «النحس ضدّ السعد»; نحس، ضد سعد است. [1] راغب، نحاس را شعله بى دود معنا كرده، مى گويد: «اصل نحس آن است كه افق، مثل شعله بى دود سرخ شود. به اين لحاظ، نحس مَثَل شده است براى نشان دادن شومى».[2]

موضوع اعتقاد به سعد يا نحس بودن برخى ايام، در ميان بسيارى از مردم رواج دارد; به گونه اى كه گاه موجب عكس العمل عمومى در ميان مردم مى شود. مانند نحس بودن عدد 13، كه بسيارى از مردم را به خروج از شهر و ترك خانه ها در آن روز مى كشاند; در حالى كه چنين اعتقادى جز خرافه منشأ ديگرى نداشت.

مفسر و فيلسوف بزرگ جهان اسلام علامه طباطبايى در تفسير الميزان، درباره سعد و نحسِ ايام، سخنانى دارد كه خلاصه اى از ترجمه آن بدين قرار است: [3]

«نحس بودن روز يا مقدارى از زمان، به اين معنا است كه در آن زمان، جز شرّ و بدى، حادثه اى روى ندهد و اعمال آدمى، يا دست كم نوع خاصى از اعمال، براى صاحب آن، بركت و نتيجه خوبى نداشته باشد. سعد بودن روز، درست برخلاف اين است. ما به هيچ وجه نمى توانيم بر سعادت روزى از روزها يا زمانى از زمان ها يا نحوست آن، برهان اقامه كنيم; زيرا طبيعت زمان از نظر مقدار به گونه اى است كه اجزاى آن مثل هم است و يك چيز به شمار مى آيد. بنابراين با نگاه به خود زمان، فرقى ميان اين روز و آن روز نيست تا يكى را سعد و ديگرى را نحس بدانيم; وليكن علل و عواملى كه در حوادث مؤثرند و در به ثمر رساندن اعمال تأثير دارند، از حيطه علم و آگاهى ما خارجند و ما نمى توانيم قطعات زمان را با عواملى كه در آن زمان دست به كارند، بسنجيم تا بفهميم آن عوامل در اين قطعه از زمان چه عملكردى دارند و عملكرد آنها به گونه اى است كه اين قسمت از زمان را سعد يا نحس مى كند، يا نه؟ تجربه نيز در اين مسأله، راهگشا نيست; زيرا تجربه هنگامى مفيد است كه ما زمان را به صورت جدا از عوامل در اختيار داشته باشيم و با هر عاملى هم آن را سنجيده باشيم تا بدانيم كه فلان اثر، اثر فلان عامل است; در حالى كه ما زمان را جدا از عوامل نداريم و عوامل هم براى ما شناخته شده نيست. درست به همين علت است كه ما راهى براى انكار سعادت يا نحوست ايام نداريم و نمى توانيم بر نبودن چنين واقعيتى برهان اقامه كنيم. همان گونه كه نمى توانيم براى اثبات آن هم برهان بياوريم. آرى، وجود چنين چيزى، يعنى سعد يا نحس بودن ايام، بعيد است; ولى بعيد بودن چيزى، غير از محال بودن آن است».

سعد و نحس ايام در قرآن

قرآن از زمان هاى نحس ياد كرده است; چنان كه برخى ايام را نيز مبارك مى داند:

1. (فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَرأ فِى يَوْمِ نَحْس مُسْتَمرٍّ); [4] ما تند باد وحشتناك و سردى را در يك روز شوم مستمر بر آنان فرستاديم.

2. (فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَرأ فى أيام نَحسات); [5] سرانجام تندبادى شديد و هول انگيز و سرد و سخت در روزهاى شوم و پرغبار بر آنان فرستاديم. از داستان قوم عاد كه اين دو آيه مربوط به آن است، استفاده مى شود كه نحوست و شومى، مربوط به خودِ زمانى است كه در آن، بادِ عذاب بر قوم عاد وزيد، اما ثابت نمى شود كه اين تأثير و دخالت زمان به نحوى است كه با گردش هفته ها، دوباره آن زمانِ نحس بازگردد. اين معنا به خوبى از آيات استفاده مى شود و گرنه همه زمان ها نحس مى بود، بدون آن كه داير مدار ماه ها يا سال ها باشد.

از اين رو، علامه مجلسى مى فرمايد: «برخى از مفسران، منظور از نحسات را سردى شديد هوا دانسته اند».[6]

قرآن از زمانِ مبارك و خير نيز ياد كرده است:

1. (إِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيلة مُبارَكَة); [7] ما قرآن را در شب مباركى فرو فرستاديم.

2. (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر); [8] شب قدر از هزار ماه بهتر است.

آشكار است كه مبارك و خير بودن شب قدر، به جهت مقارن بودن با امور بزرگ و مهم از سنخِ افاضات باطنى و الهى و تأثيرات معنوى ـ از قبيل حتمى كردن قضا و نزول ملائكه و روح و سلام بودن آن شب ـ است; چنان كه خداوند درباره اين امور فرموده: (فيها يُفْرَقُ كُلَّ أمْر حَكيم); [9] در آن شب تمام امور از يكديگر با حكمت و تدبير الهى جدا مى شود. (تَنَزَّلُ الْمَلئكَةُ وَ الرَّوُحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمْر سَلام هِىَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ); [10] در آن شب فرشتگان و روح به اجازه پروردگار از براى هر كارى فرود مى آيند، آن شب سرشار از سلامت (بركت و رحمت) تا طلوع سپيده است.

بازگشت معناى مبارك و خير بودن شب قدر، به اين است كه عبادت در آن شب، داراى فضيلت است و ثواب عبادت در آن شب، قابل مقايسه با عبادت در ساير شب ها نيست و در آن شب، عنايت الهى به بندگانى كه متوجه ساحت عزت و كبريايى شده اند، نزديك است.

سعد و نحس ايام در روايات

روايات فراوانى درباره سعد و نحس ايام هفته و ايام ماه هاى عربى، فارسى و رومى، در كتاب هاى روايى از جمله ـ بحارالانوار ـ ذكر شده است; اما بيش تر آنها به دليل مرسل بودن ضعيف هستند. [11] و برخى كه داراى سند صحيح باشند دلالت آنها بر نحوست ذاتى، تمام نيست؛ از اين رو در برخى روايات آمده است براى دفع نحوست اين ايام، بايد به خدا پناه برد، روزه گرفت، دعا كرد، قرآن خواند، صدقه اى داد يا كارى از اين قبيل كرد. از روايات استفاده مى شود كه ملاك نحوست ايام، صرفاً تفأل زدن خود مردم است; زيرا تفأل و تطيّر، اثرى نفسانى دارد. اين روايات در مقام نجات دادن مردم از شرّ تفأل و نفوس است و مى گويد: اگر قوت قلبى تو تا آن حدّ نيست كه اعتنايى به نحوست ايام نكنى، دست به دامن خدا شو و قرآنى بخوان و دعايى بكن.

رواياتى كه دلالت بر سعادتِ ايامى از هفته دارد، علت سعادت آن ايام و مبارك بودنش را وقوع حوادثى مبارك در آن روزها دانسته است; حوادثى كه از نظر دين، بسيار مهم و عظيم بوده است; مانند ولادت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و بعثت ايشان.

بنابراين، رواياتِ نحوست و سعادت ايام، بيش از اين دلالت ندارد كه اين سعادت و نحوست به جهت حوادثى است كه بر حسب ذوق دينى يا بر حسب تأثير نفوس، در فلان روز ايجاد حسن كرده يا باعث قبح و زشتى آن گرديده است. اين كه خودِ آن روز يا آن قطعه از زمان، متّصف به ميمنت يا شومى شود و تكويناً خواص ديگرى داشته باشد كه ساير زمان ها، آن خواص را نداشته باشد و علل و اسباب طبيعى و تكوينى، آن قطعه از زمان را غير از ساير زمان ها كرده باشد، از اين روايات برنمى آيد. هر روايتى كه بر خلاف آن چه گفتيم، ظهور داشته باشد، يا بايد آن را بر تقيه حمل كرد يا به طور كلى طرد نمود. [12]

حضرت على(عليه السلام) عازم جنگ با خوارج بود، كه شخصى عرض كرد: يا على، مى ترسم اگر اكنون عازم شوى به پيروزى دست نيابى. من اين را از طريق علم نجوم، دريافته ام. آن حضرت فرمود: «آيا تو گمان مى كنى ساعتى را نشان مى دهى كه هر كه در آن سفر كند، بلا و بدى از او دور گردد؟ و بر حذر مى دارى از ساعتى كه هر كه در آن روانه شود، زيان و سختى او را فرا گيرد؟ كسى كه اين سخنان تو را باور كند، قرآن را دروغ پنداشته و براى به دست آوردن آن چه دوست دارد، و دورى از ناپسندى ها، از يارى خدا بى نياز گرديده است. هر كه به گفتار و فرمانت رفتار نمايد، بايد تو را حمد و سپاس گزارد، نه پروردگارش را; زيرا تو گمان دارى كه او را به ساعتى راهنمايى كرده اى كه در آن سود به دست آورد و از زيان ايمن گشته است».[13] به شهادت تاريخ، آن حضرت بر خلاف توصيه آن مرد، به سوى خوارج روان گشت و در جنگ با آنان نيز ظفرمند گرديد.

فخررازى، در تفسير آيه 16 سوره فصلت مى نويسد: «از اهل علم نجوم، آنان كه به احكام نجومى قائل هستند، براى ثبوت سعد و نحس بودن ايام، به اين آيه شريفه استدلال كرده، گفته اند: اين آيه بر چنين معنايى صراحت دارد; اما متكلمان در ردّ اين نظريه گفته اند كه منظور از «ايام نحسات» كه در آيه شريفه آمده، روزهايى است كه در آن چنان گرد و غبار فضا را پر مى كند كه امكان ديدن و انجام هر گونه كار را سلب مى كند و منظور از نحس بودن اين ايام، اين است كه خداوند در آن ايام، قومِ عاد را هلاك كرد».[14]

سعد و نحس از نگاه ابن سينا

ابن سينا مى نويسد: «هرگز زمان، علت فاعلىِ چيزى نيست; بلكه ظرف حوادث است ـ و از همين روست كه ـ اگر چيزى به جهت سبب مخفى خود، در زمان معين، موجود يا معدوم گردد، چون آن سبب حقيقى و اصلى وى مجهول است، ـ مردم ـ آن حادثه را به ظرفش كه زمان باشد، نسبت مى دهند و چنين است كه اگر آن رويداد گوارا بود، زمان تحقق آن را مدح مى نمايند و اگر ناگوار بود، به نكوهش زمان وقوع آن مى پردازند. «از آن جا كه علل امور وجودى در بسيارى موارد روشن است، ولى سبب پيدايش امور عدمى آشكار نيست ـ مثلاً سبب پيدايش يك بنا روشن است، ولى عامل فرو ريختن و فرسودن آن معلوم نيست... ـ زمان را عامل پيدايش بسيارى از امور عدمى همچون فراموشى، فرتوتى، زوال و...، مى پندارند و سعى مردم در بدگويى از زمان و هجو كردن روزگار و نكوهش آن، معروف مى گردد. [15]

بنابراين، به طور خلاصه مى توان گفت كه تفكر اسلامى درباره زمان آن است كه اين پديده، ذاتاً سعد يا نحس نيست و نمى تواند عامل سعادت و نحوست يا سبب فاعلىِ نشاط يا اندوه باشد; بلكه تنها به منزله ظرف و موقعيتى است كه در آن رويدادها و حوادث تلخ و شيرين روى مى دهد. اگر هم در برخى موارد سعادت يا نحوست به ايام نسبت داده مى شود، به سبب حوادث تلخ يا شيرينى است كه در آن روزها رخ داده است; وگرنه زمان از حيث زمان بودن، به شومى و بركت توصيف نمى شود.

پاورقي

[1] أقرب الموارد، سعد الخورى الشرتونى، ج 2، ذيل ماده نحسه، ص 1279، المؤسسة الجامعية للدراسة الاسلاميه.

[2]  مفردات، راغب اصفهانى، ذيل ماده نحس.

[3]  الميزان، ج 19، ص 71 ـ 72.

[4]  سوره قمر، آيه 19.

[5]  سوره فصلت، آيه 16.

[6]  مجمع البيان، طبرسى، ج 9، ص 8، ذيل آيه 16 سوره فصلت، (داراحياء التراث العربى، بيروت، لبنان، 1379 هـ ق).

[7]  سوره الدخان، آيه 1 ـ 2.

[8]  سوره قدر، آيه 3.

[9]  سوره دخان، آيه 4.

[10]  سوره قدر، آيه 4 ـ 5.

[11]  بحارالانوار، ج 56، چاپ جديد، مؤسسة الوفا، بيروت، ص 31 ـ 18، باب 15، (باب ما روى في سعادة أيّام الأسبوع و نحوستها).

[12]  الميزان، ترجمه سيدمحمدباقر موسوى همدانى، ج 19، ص 121 ـ 115، با اندكى تصرف و تلخيص، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، 1367.

[13]  نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، خطبه 78، ص 178.

[14]  امام فخررازى، تفسيركبير، ج 27، ص 113. (چاپ سوم، بى تا، بى جا)

[15]  شفا، طبيعيات، ابن سينا، ج 1، فصل هاى 10، 11، 12 ( زمان)، ص 166 ـ 148. (انتشارات مكتبه آية الله مرعشى نجفى، قم، 1406 هـ ق).

 

 

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 09 اردیبهشت 1388 ساعت 06:24
 

مدیریت سایت


فراخوان

MAZAHEB_ESLAMI

مقالات

اما ذكر مواردي از توسل در آيات قرآن
Administrator

1. از آيات قرآن استفاده مى‌شود که در امّت‌هاى پيشين، افراد گنه‌کار از پيامبر زمان خود [ ... ]


در سی از مکتب پیامبر گرامی اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم »
حسن سعادت پرور

    بسم الله الرحمن الرحیم   در سی از مکتب پیامبر گرامی اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم  [ ... ]


آخرين جمعه شعبان
Administrator

يكى از اوقات مهم ماه شعبان براى سالك إلى اللّه آخرين جمعه آن است. از كتاب «عيون» از «عبد ا [ ... ]


امام علی «علیه السلام » مبیّن قرآن وسنت.
حسن سعادت پرور

مهم ترین اختلاف میان مسلمانان بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بحث جانشینی آن  [ ... ]


ما 13 مهمان آنلاین داریم
بازدیدکنندگان : 551067